رفتن همه جورش سخته...
سه شنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ۰۳:۲۰ ب.ظ
رفتن همیشه سخته... چ بخای از مرکزت بری، چ شهرت، چ کشورت... همه مدل رفتن سخته...
صبح ک داشتم میرفتم سیاری روستا ب این فکر میکردم ک چقد سختمه الان میخوام برم.. با این جوی ک اینجا انقد دوس دارم. با مسخره بازیهامون با قنبر و مرضی و جووون گفتنام ب نیکی...
سخته واقعا و من هنوز نمیدونم چرا دارم این تصمیم رو میگیرم... نمیدونم شاید اگه تا لحظه آخر میموندم اینجا خاطرات قشنگتری میموندن واسم...
رفتن سخته! همه جورش!
دیروز مرکزمون همکار جدید اومد و اون قوام اومد واسه معرفیش و گف دختر سوگلی دکتر فلانی هستن...
ب پاس گرفتن نیکی هم ک صب گیر داد و همه فلا جلوش جبهه گرفتن :)) منم ک کچل کرده از بس چیزی میپرسه! منو باش ک با آزمون و خطا تموم این چیزا رو خودم یاد گرفتم و هیشکی نبود برای کمک!
هنوز دارم فک میکنم ک چرا میخوام از اینجا برم... چرا میخوام از ایران برم.. و هی یاد اون حرف خودم میفتم ک اوایل ب نیکی میزدم... میگفتم آدم واسه پیشرفتش باید تغییر کنه و بگذره...
تغییر خیلی جاها خوبه... و خیلی جاها هم سخت...
صبح ک داشتم میرفتم سیاری روستا ب این فکر میکردم ک چقد سختمه الان میخوام برم.. با این جوی ک اینجا انقد دوس دارم. با مسخره بازیهامون با قنبر و مرضی و جووون گفتنام ب نیکی...
سخته واقعا و من هنوز نمیدونم چرا دارم این تصمیم رو میگیرم... نمیدونم شاید اگه تا لحظه آخر میموندم اینجا خاطرات قشنگتری میموندن واسم...
رفتن سخته! همه جورش!
دیروز مرکزمون همکار جدید اومد و اون قوام اومد واسه معرفیش و گف دختر سوگلی دکتر فلانی هستن...
ب پاس گرفتن نیکی هم ک صب گیر داد و همه فلا جلوش جبهه گرفتن :)) منم ک کچل کرده از بس چیزی میپرسه! منو باش ک با آزمون و خطا تموم این چیزا رو خودم یاد گرفتم و هیشکی نبود برای کمک!
هنوز دارم فک میکنم ک چرا میخوام از اینجا برم... چرا میخوام از ایران برم.. و هی یاد اون حرف خودم میفتم ک اوایل ب نیکی میزدم... میگفتم آدم واسه پیشرفتش باید تغییر کنه و بگذره...
تغییر خیلی جاها خوبه... و خیلی جاها هم سخت...
۹۷/۰۷/۱۷